gototopgototop
ورود کاربران
نظرسنجی
نظر شما در باره سایت؟
 
بازدید کنندگان
mod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_countermod_vvisit_counter
mod_vvisit_counterامروز3
mod_vvisit_counterدیروز6
mod_vvisit_counterاین هفته84
mod_vvisit_counterاین ماه49
mod_vvisit_counterکل بازدیدها2373
ما 1 مهمان آنلاین داریم
خانه

آخرین مطالب

مطالب پربازدید



مالكيت در اسلام (ديدگاه شهيد صدر)

مقدمه

مبحث مالكيت در نظام اقتصادي اسلام، از مهم‌ترين مباحث به شمار مي‌رود، زيرا بسياري از ديدگاه‌هاي مكاتب اقتصادي برخواسته از ديدگاه آنان نسبت به مالكيت است. با شناخت شكل مالكيت و حدود آن، در هر نظام اقتصادي، مي‌توان به ديدگاه آن نظام در رابطه با ساير مسايل اقتصادي نيز پي‌برد، زيرا ساختار مالكيت در جهت دادن به ساختار توليد، توزيع و مصرف نقش به سزايي دارد. بنابراين براي شناخت درست ديدگاه‌هاي اقتصادي اسلام و هم‌چنين موضع اين دين در قبال توليد، توزيع و مصرف، شناخت نظريه اسلام در ارتباط با مالكيت ضروري و لازم است. يكي از كساني كه اين بحث را به خوبي انجام داده و براي استخراج ديدگاه‌هاي اقتصادي اسلام، از آن بهر‌ه‌ي فروان برده، شهيد صدرS است. در اين نوشته‌ي كوتاه برآنيم تا مالكيت در اسلام را از ديدگاه اين شهيد بزرگوار بررسي نماييم.

ادامه مطلب...

 

عصمت انبیا

مقدمه

بعد از اين كه عقل ثابت كرد بعثت انبياء براي هدايت بشر يك امر ضروري و اجتناب ناپذير است نوبت به ويژگي‌ها و خصوصيات نبي مي‌رسد كه اهميت اين بحث كمتر از بحث نخست نيست. يكي از مهمترين مباحث در خصوص ويژگي‌هاي نبي، مسألة عصمت است. در اين مورد مناقشات فراواني ميان متكلمان واقع شده است اما قاطبة مسلمانان في‌الجمله، اصل عصمت انبياء را قبول دارند ولي در حدود و ثغور آن اختلاف دارند. ما در اين تحقيق با بهره‌گيري از براهين عقلي و نص قطعي به اين نتيجه رسيده‌ايم كه بالاترين مرتبة عصمت براي انبياء وجود دارد.

ادامه مطلب...

 

رابطه تقوا و شناخت از ديدگاه نهج البلاغه

شناخت، پديده‌ايست كه عوامل گوناگوني در پيدايش آن دخيل‌اند. تقوا،از نگاه نهج البلاغه، يكي از عوامل مؤثر در شناخت، محسوب مي‌شود،به اين نحو كه موانع و آفات شنـاخت را از بين مي‌بَرد و باعث مي‌شود انسان  با بهره برداري درست از ابزار و منابع خداداي شنـاخت، حقيقت را بيابـد و مسير صحيح را در زندگي بپيمايد.

 

ادامه مطلب...

 

سرشت مفاهيم و گزاره هاي اخلاقي

مفاهيم به كار رفته در گفتارها و دستورات اخلاقي مفاهيمي انتزاعي‌اند كه نشانة ارتباط چند امر حقيقي در خارج مي‌باشند. گزاره‌هاي اخلاقي نيز قضايايي واقعگو هستند به اين نحو كه بيانگر رابطة ميان فعل اختياري انسان و آن هدف والاي اخلاق مي‌باشند.

واژگان كليدي: حسن و قبح، بايد و نبايد، اخبار و انشاء.

ادامه مطلب...

 

مشتركات تجربه‌هاي عرفاني

يكي از ادله مهمي كه براي اثبات عينيت تجارب عرفاني اقامه شده مسأله اشتراك تجارب عرفاني است. بدين شكل كه چون عرفاي مختلف سراسر جهان به شهود امور يكساني نائل مي‌شوند، پس مي‌بايست حقيقتي وجود داشته باشد كه آنان با وجود شرايط مختلف آن را شهود مي‌كنند و گرنه چنين شهود يكساني امكاني نداشت.
در اين مقاله بنا داريم كه نگاهي به اين دليل داشته و صغرا و كبراي اين دليل را مورد ارزيابي قرار دهيم.

ادامه مطلب...

 

زبان خصوصي از ديدگاه ويتگنشتاين

مقدمه
معروف است كه ويتگنشتاين دو دورة متفاوت را در حيات فلسفي خويش تجربه نموده است. آن چه ما در اين نوشتار در پي تبيين آن هستيم مسألة زبان خصوصي است. اين مسأله مربوط به دورة دوم فلسفة ويتگنشتاين مي‌شود اما براي روشن شدن اين بحث نياز داريم تا به ديدگاه‌هاي مهم ويتگنشتاين اول نيز اشاره‌اي بنماييم. بنابر اين ما ابتدا سيري اجمالي در آراي ويتگنشتاين اول خواهيم داشت و پس از آن در خلال بيان آراي مهم ويتگنشتاين دوم به تفاوت اين دو دوره نيز اشاره خواهيم كرد. سپس مسألة زبان خصوصي را مطرح مي‌نماييم و توضيحات لازم را در حد اين نوشتار در پي مي‌آوريم.

 

ادامه مطلب...

 
امروز : يكشنبه
14. سنبله 1389
26. رمضان 1431
5. سپتامبر 2010
سر مقاله

بیت‏الاحزان

«آه برخاست بر افلاک که آیینه شکست»

قامت صبر ز دلواپسی سینه، شکست

گویی نمی‏دانستند که او، کیست!

گویی هرگز او را ندیده بودند!

گویی همه آنها گنگ و کور بودند!

آیا کسی شعله‏های آتش را نمی‏دید؟

آیا کسی فریاد تازیانه را که حرمت فضا را می‏شکست، نمی‏شنید؟

آیا کسی عطر بهشت را از آن خانه استشمام نمی‏کرد؟ چرا! چرا!

امّا دست‏های ابوجهلی و ابولهبی، همیشه به سوزاندن و شکستن، عادت داشتند؛ خواه سوزاندن «در» باشد، خواه شکستن «حرمت»!

آه! آن روز، کسی پرتو عصمت زهرایی علیهاالسلام را نمی‏دید.

نامی که تکرارش، آسمان را به گریه می‏اندازد؛ بس که در زمین، غربت خود را با آسمان تقسیم کرد! بس که در زمین، وجود آسمانی‏اش را آزردند!

بس که در زمین، حرمت بیت‏الاحزانش را ـ دلش را ـ شکستند!

از همان روز به دنبال غروبی غمگین  اشک در پلک به خون خفته آدینه شکست!

از همان روز، فقط هیزم دل‏ها غم شد  کعبه را آتش شکّ، حرمت دیرینه شکست

انگار نمی‏دانستند که او کیست! بانویی که جوهره خلقت، آیینه عصمت، دختر نور، مادر عشق و ترجمه عطوفت الهی بود.

حیا، از چادر نمازش آبرو می‏گرفت و عصمت، حکایتی از حجاب آسمانی‏اش بود.

صداقت دست‏هایش را نه‏تنها «دستاس»ها، که عرش نشینان، می‏ستودند و خاک قدمش، کلید درهای آسمان بود.

آه! چاره‏ای نداشت؛ نمی‏توانست سکوت کند.

بیت‏الاحزان بود و گریه‏های فاطمه علیهاالسلام ! بیت‏الاحزان بود و شکوه‏های غریبانه زهرا علیهاالسلام !

بیت‏الاحزان بود و شام غریبانی که در انتظار سپیده بود؛ سپیده موعود و لحظه ظهور خورشید!

بیت‏الاحزان بود و... آن شب، علی علیه‏السلام بود و غمی به وسعت گیتی

غمی به وسعت اندوه زهرا علیهاالسلام

غمی که هیچ‏گاه نتوانست پایان خویش را در دل و چهره مولا علیه‏السلام ، ببیند و سال‏های سال، مولا علیه‏السلام همراهش بود؛ تا آن سحرگاهِ خونین شهادت!

آن سحرگاهی که به شهادت لبخند زد و به همجواری با حضرت زهرا علیهاالسلام چشم دوخت...